انواع افسردگی چیست؟

0

انواع افسردگی چیست؟

افسردگی یک اختلال خلقی است که بیش از ۱۶ میلیون آمریکایی را تحت تاثیر قرار داده است. حدود ۷ درصد از بزرگسالان هر سال یک دوره افسردگی تجربه می کنند.
افسردگی بالینی بیشتر از احساس ناراحتی است. این افسردگی همراه با احساس مداوم غم و اندوه، ناامیدی، و بی ارزشی نسبت به خود می باشد. احساس ناراحتی در مناسبت های خاص بخشی طبیعی از زندگی است. حوادث غمگین و پریشان در زندگی همه رخ می دهد، و پاسخ به آنها نشانه سلامت عاطفی است. با این حال، احساس بدبختی مداوم و بدون هیچ گونه احساس امید طبیعی نیست. این علامت نشانه افسردگی می باشد که بیماری وخیمی را نشان می دهد.
مردم این اختلال خلقی را به روش های مختلف تجربه می کنند. انواع مختلف افسردگی وجود دارد. نوع افسردگی شما به تعیین نوع درمان پزشکی شما کمک خواهد کرد. با توجه به راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی، دو نوع از رایج ترین افسردگی ها اختلال افسردگی اساسی و اختلال افسردگی مداوم است.
اختلال افسردگی اساسی
افراد مبتلا به افسردگی اساسی به طور مداوم غم و اندوه، پوچی و ناامیدی را حداقل به مدت دو هفته تجربه می کنند. این افسردگی یک بیماری ناتوان کننده است که به طور جدی بر سلامتی و رفاه شما تاثیر می گذارد. اگر افسردگی اساسی دارید، از فعالیت هایی که قبلا دوست داشتید لذت نمی برید و ممکن است در هنگام فعالیت های زیر اذیت شوید:
• غذا خوردن
• خوابیدن
• کار کردن
• برقراری ارتباط
بسیاری از مردم از کلمه “افسردگی” برای توصیف اختلال خلقی استفاده می کنند. با این حال، متخصصان پزشکی ترجیح می دهند از اصطلاح “اختلال افسردگی اساسی” یا “افسردگی اساسی” استفاده کنند. هنگامی که فرد برای “افسردگی بالینی،” مراجعه می کند دچار افسردگی اساسی شده است.
در برخی موارد، علائم و دوره این اختلال با حد معمول به طور قابل توجهی متفاوت می باشد. این مسئله به دلیل رفتارهای خاص و یا عوامل دیگر است. این افسردگی معمولا تک قسمتی است؛ می تواند برطرف شود و یا می تواند عود کند.

افسردگی
انواع مختلف افسردگی اساسی به شرح زیر است:
اختلال افسردگی اساسی با ویژگی های غیر معمول
افراد مبتلا به افسردگی اساسی به طور یکنواخت افسرده هستند، اما افرادی که با ویژگی های غیر معمول افسردگی اساسی دارند واکنش های خلق و خویی از خود نشان می دهند. در این حالت لحظه ای از خبرهای خوب خوشحال و لحظه ای دیگر برای خبر بد به شدت ناراحت هستید. برخی از کارشناسان سلامت روان بر این باورند که این نوع از افسردگی از اختلال دو قطبی شناخته شده به عنوان “ادواری” خفیف تر است. افسردگی آتیپیک اغلب برای اولین بار در سال های نوجوانی دیده می شود و می تواند تا بزرگسالان ادامه یابد.
افراد مبتلا به افسردگی آتیپیک ویژگی های زیر را دارند:
• وزن قابل توجه
• افزایش اشتها
• خواب بیش از حد
• فلج ، یا احساس سنگینی در بازوها و پاها
• حساسیت به نادیده گرفته شدن

این وضعیت افسردگی پس از زایمان نامیده می شد. این شکل از MDD زمانی دیده می شود که در دوران بارداری و یا در عرض چهار هفته پس از زایمان علائم افسردگی دیده شود.
تخمین زده شده که ۳ تا ۶ درصد از زنان این نوع MDD را در دوران بارداری و یا دوره پس از زایمان تجربه می کنند. تحقیقات جدید نشان می دهد که حدود ۵۰ درصد از این بیماری پیش از زایمان آغاز خواهد شد. علت این بیماری شناخته شده نیست، اما متخصصان پزشکی نام این افسردگی را از افسردگی پس از زایمان به افسردگی متعاقب تغییر داده اند. زنان مبتلا به این اختلال اغلب دارای:
• اضطراب
• حملات هراس
• از دست دادن اشتها
• مشکلات خواب
• احساس بی ارزشی
• بی قراری
• پارانویا
در موارد نادر، این نوع از افسردگی می تواند ویژگی های روانی داشته باشد.

افسردگی
اختلال افسردگی اساسی با الگوهای فصلی
MDD با الگوهای فصلی به طور رسمی اختلال خلقی فصلی نامیده می شود. این بیماری در دوره ای از MDD دیده می شود. اگر این مشکل را داشته باشید در زمانی خاص از سال علائم افسردگی را تجربه می کنید.
اغلب، مردم نشانه های افسردگی را در پاییز یا زمستان تجربه می کنند و علائم در فصل بهار و تابستان از بین می رود. با این حال، این امکان وجود دارد افسردگی در بهار و تابستان نیز دیده شود. این نشانه های افسردگی نمی تواند به علت یک عامل استرس زای فصلی باشد مانند تعطیلات زمستان و یا تکمیل کار فصلی.

اختلال افسردگی اساسی با ویژگی های مالیخولیایی
برخی از علائم شایع این بیماری شامل:
• از دست دادن لذت در همه یا بیشتر فعالیت ها
• هیچ واکنش به اتفاقات خوبی
• آژیتاسیون، مانند قدم زدن و یا فشردن دست
• احساس گناه
•بیخوابی
• افزایش افسردگی در صبحگاه
اگر علائم ذکر شده در بالا در مرحله شدید افسردگی دیده شود موجب افسردگی اساسی با ویژگی های مالیخولیایی می شود.
اختلال افسردگی اساسی با ویژگی های روانی
MDD می تواند با علائم روان پریشی، مانند هذیان یا توهم همراه باشد. محتوای هذیان روانی گرایش به احساسات افسردگی است. به عنوان مثال، فردی با ویژگی های روانی MDD ممکن است صداهایی بشنود که به او بگوید او بی ارزش است و لیاقت زندگی کردن ندارد.
اختلال افسردگی اساسی با کاتاتونی
همراه با علائم و نشانه های افسردگی اساسی، افراد با افسردگی کاتیونی اختلالات شدید روانی تجربه می کنند. علائمی شامل ناتوانی ناگهانی در هنگام حرکت و یا جنبش بیش از حد که هیچ هدفی ندارد.

افسردگی
اختلال افسردگی مداوم
این اختلال کج خلقی نیز نامیده می شود. PDD اغلب دارای علائم کمتری و یا خفیف تر از افسردگی اساسی است. PDD در شدت علائم MDD متفاوت است و بیشتر MDD طول می کشد. این بیماری همراه با حداقل دو سال خلق و خوی افسرده می باشد که حداقل دو نشانه از نشانه های زیر همراه آن هستند:
• عزت نفس پایین
• ناامیدی
•تمرکز ضعیف
• کاهش اشتها
• پرخوری
•بیخوابی
• خواب بیش از حد
• عدم قاطعیت
• کمبود انرژی
اختلال افسردگی به خوبی مشخص نشده است
ممکن است اختلال افسردگی با علائم افسردگی مشخص داشته باشید اما به هیچ یک از انواع افسردگی مانند MDD، PDD، و یا اختلال خلقی دیگر متعلق نباشد. در این صورت “اختلال افسردگی غیر مشخص می باشد.” نمونه هایی از این نوع اختلال عبارتند از:
اختلال افسردگی نامشخص
فرد مبتلا به این اختلال ویژگی های متعددی از دیگر اشکال افسردگی دارد.
افسردگی کوتاه
این دسته از افسردگی علائمی را نشان می دهد که دو تا ۱۳ روز طول می کشد. این افسردگی حداقل یک بار در ماه برای دوازده ماه رخ می دهد. این یک فرم خفیف تر از افسردگی است که معمولا با درمان برطرف می شود.
اختلال سازگاری با ویژگی های افسردگی
گاهی اوقات، برخی رویدادها یا استرس ها باعث واکنش روانی شدیدی می شود که منجر به افسردگی می شود. این وضعیت به عنوان اختلال سازگاری با ویژگی های افسردگی می باشد. معمولا، این وضعیت موقت است.
دیگر اختلالات خلقی که باعث علائم افسردگی می شود
برخی اختلالات خلقی باعث علائم افسردگی می شود، اما افسردگی نیستند. تشخیص اختلالات افسردگی بسیار مهم است. درمان این اختلالات خلقی با درمان دیگر افسردگی ها فرق می کند.
بیماری های دیگر
دیگر شرایط که منجر به افسردگی می شوند
MDD جدی ترین شکل افسردگی از نظر شدت علائم و مدت می باشد. افسردگی می تواند به دلایل دیگر رخ دهد مانند:
• یک اختلال خلقی مخرب، که اغلب در کودکان دیده می شود و با طغیان مکرر و خشم شدید مشخص می شود.
• اختلال پیش از قاعدگی، که یک نوع شدید تر از سندرم پیش از قاعدگی می باشد.
• یک ماده و یا داروی اختلال افسردگی که در اثر استفاده از مواد مخدر غیر قانونی و یا عوارض جانبی داروی تجویز شده دیده می شود.
• بیماری های مزمن خاص، مانند بیماری پارکینسون

درمان های افسردگی

درمان های افسردگی

اگر نشانه ها در دو یا سه هفته رو به بهبود نبود به پزشک مراجعه کنید. بر اساس نشانه های شما، پزشک ممکن است داروی ضد افسردگی تجویز کند تا به کنار آمدن با احساسات شما کمک کند. این ها شامل موارد زیر می باشند:
• ممانعت کننده های بازجذب انتخابی سروتونین، مانند فلواکستین (پروزاک) و پرواکستین ( پاکسیل)
• ممانعت کننده های بازجذب سروتونین-نورپین افرین، مانند دولکستین (سیمبالتا) و ونلافاکسین (افکسور اکس آر)
• ضد افسردگی های سه حلقه ای، مانند ایمی پرامین (تفرانیل) و نورتریپتیلین (پاملور)
• ممانعت کننده های منو آمین اکسیداز، مانند ترنیل سیپرومین ( پارنات) و فنل زین (ناردیل)
از درک خطرات استفاده از داروهای ضد افسردگی اطمینان حاصل کنید. برخی درمان های پزشکی می توانند عوارض جانبی جنسی، افزایش اشتها، بی خوابی و افزایش وزنن داشته باشند.
اگر نشانه های شما بهبود نیافته و یا بدتر می شود یا اگر اثرات جانبی جدی دارید، با پزشک صحبت کنید. پزشک شما می تواند دوز داروی شما را تنظیم یا داروی دیگری تجویز کند. بسته به شدت افسردگی پس از جدایی، پزشک شما ممکن است برای کمک به کنار آمدن با احساساتتان مشاوره یا روان درمانی پیشنهاد کند، بخصوص اگر به فکر خودکشی افتاده اید.
راه های کنار آمدن با افسردگی احساسی که شامل کمک حرفه ای نمی شوند از قبیل موارد زیر می باشند:
ورزش کردن: فعالیت فیزیکی می تواند سیستم ایمنی بدن شما را تقویت کند و سطح انرژی شما را بالا ببرد. ورزش کردن همچنین تولید اندورفین بدن شما را افزایش می دهدد که می تواند حال شما را بهبود بخشد. حداقل سه بار در هفته ۳۰ دقیقه فعالیت فیزیکی را در نظر بگیرید.
خود را مشغول نگه دارید: سرگرمی ها را تشریح کنید و ذهن خود را مشغول نگه دارید. اگر احساس افسردگی می کنید کتاب بخوانید، پیاده روی کنید، یا یک پروژه در خانهه شروع کنید.
خیلی بخوابید: استراحت خیلی زیاد همچنین می تواند سلامتی و خوشی ذهنی شما را بهبود بخشد و به کنار آمدن پس از جدایی به شما کمک کند.
درمان های گیاهی و طبیعی: اگر نمی خواهید تجویز پزشکی بگیرید، از دکتر خود در مورد مکمل های مورد استفاده برای افسردگی مانند مخمر آبجو St. John، SAMe وو اسیدهای چرب امگا ۳ به شکل روغن ماهی بپرسید. برخی مکمل ها نمی توانند با تجویزهای پزشکی ترکیب شوند، بنابراین پیش از مصرف با پزشک خود مشورت کنید. همچنین می توانید درمان های جایگزین برای افسردگی جستجو کنید، مانند طب سوزنی، ماساژ درمانی و مدیتیشن.
زندگی می تواند غیرقابل پیش بینی باشد. به مطالب همدلانه ما توجه کنید.

افسردگی

من حملات افسردگی شدیدی را تجربه کرده ام.

در آن زمان، افسردگی شدید به معنای بیرون رفتن هر شب، مست شدن تا حد امکان، و انجام هر کاری برای پرت شدن حواسم بود.
گاهی، افسردگی به معنای عوض نکردن لباس خواب و گاهی روزها و هفته ها، تماشای تلویزیون از داخل تختخواب بود.
اما صرف نظر از اینکه من در یک دوره فعال و در دوره ای دیگر در خواب زمستانی بودم، یک قسمت از افسردگی من ثابت باقی ماند: خانه من همیشه مانند فوق العاده به هم ریخته بود.
چگونه محیط اطراف بازتابی از حال روحی شما است؟
اگر تا کنون افسرده شده باشید، به احتمال زیاد با توانایی افسردگی و تاثیر آن بر انرژی و انگیزه آشنا هستید.
سال ها محیط زندگی من بازتابی از حالت روحیم بود: هرج و مرج، آشفتگی، و پر از اسرار شرم آور. من از آمدن دیگران به منزلم وحشت داشتم زیرا یکی از دو اتفاق می افتد: چالش تمیز کردن، و یا لغو کردن برنامه ها با کسانی که برایم مهم هستند. حالت دوم در بیش از ۹۹ زمان ها اتفاق می افتاد.
من ایده را داشتم که افسردگی یک بیماری نیست بلکه یک ضعف است. بنابراین اگر سخت تر تلاش کنم برطرف می شود. من بسیار شرمنده بودم که نمی توانم خودم را از این وضعیت خارج کنم، بنابراین هرکاری می کردم تا این وضعیت را پنهان کنم. من لبخند جعلی میزدم، الکی می خندیدم و تظاهر به خوشحالی و اعتماد به نفس می کردم. در واقع، من احساس نا امیدی و خودکشی را مخفی می کردم.
متاسفانه، تمام تلاش های من با ورود افراد به منزلم بی نتیجه می ماند. آنها ظروف کثیف در سینک، لباس های پراکنده، بطری های شراب خالی، و انبوهی از آشغال را در هر گوشه می دیدند. بنابراین، من از دیدن دیگران اجتناب می کردم. من برنامه ها را کنسل می کردم و ترجیح می دادم کسی به منزلم نیاید. با وجود این که واقعیت این بود که واقعا به حضور مردم در اطرافم نیاز داشتم.
نظافت احترام به خود است
پس از سال ها رفتار این گونه که برای هیچ کس قانع کننده نبود، عبارتی نظر من را جلب کرد و باعث تغییر روش زندگی من شد:
نظافت احترام به خود است.
این کلمات شروع به تغییر دیدگاه من کرد و با خود فکر کردم که من محیط اطراف را برای مدت طولانی در نظر نگرفتم زیرا احساس خالی بودن داشتم. در واقع من اولویت ها را ندیدم. در واقع تمام رفتارهای من با دیگران، محیط و محل کار با بی اهمیتی و بی توجهی همراه بود. به همین دلیل تمیز کردن آپارتمان در اولویت قرار نمی گرفت.
اما این جمله ساده در زندگی من تاثیری به سزا داشت و شروع به تغییر تصورات در نظر و ذهن من شد. همانطور که من اطراف آپارتمانم را نگاه می کردم، دلیل به همریختگی را متوجه شدم: عدم احترام به خود.

افسردگی
گام های کوچک
از آنجا که ترمیم رابطه ها تا حد زیادی چالش برانگیز و تحقق شغلی غیرممکن به نظر می رسید، گذراندن زمان اندک هر روزه برای مراقبت از آپارتمان به عنوان کاری ملموس به نظر آمد که می توانست سلامتی و خوشی من را ترغیب کند. بنابراین این کار را انجام دادم.
من با قدم های کوچکی شروع کردم، چون می دانستم که اگر یکباره قدم بزرگی بردارم رخوت افسردگی غالب خواهد شد. بنابراین به انجام تنها یک کار دلپسند در روز برای آپارتمانم متعهد شدم. در ابتدا تمام لباس هایم را جمع کردم و مثل یک توده روی هم انباشتم، و این کار روز اول بود. روز بعد، ظرف ها را تمیز کردم. و به همین صورت ادامه دادم و هر روز کمی کار بیشتری انجام دادم. حقیقتا دریافتم با انجام کاری در هر روز، انگیزه بیشتری برای قدم بعدی در روز بعد داشتم.
در طول زمان این انگیزه تجمع یافت و تبدیل شد به انرژی لازم برای نگه داری یک خانه تمیز که دیگر باعث خجالت نبود. و همچنین متوجه شدم که بیش از این از خودم شرمنده نیستم.
تاثیر بلندمدت
در این مسئله که بی نظمی خانه ام تا چه حد بر سلامتی و خوشی من تاثیر گذار بود هیچ نظری ندارم. برای اولین بار در طول سال ها، می توانستم از خواب برخیزم و بلافاصله با افسردگی ام به شکل بطری های نوشیدنی خالی و کارتن های قدیمی غذا مواجه نشوم. در عوض، یک مکان مرتب و منظم دیدم. این مواجهه حس قدرت و توانایی من را انعکاس داد.
این تسکین کوچکی که تجربه کردم به اندازه کافی خوب بود تا برای ادامه راه الهام بخش من باشد. همین که آپارتمان من تمیز شد، به دکوراسیون آن بیشتر توجه کردم. قاب عکس هایی را آویزان کردم که مرا به خنده وا می داشت، روتختی خود را از یک رنگ کسل کننده به روشن و رنگارانگ تغییر دادم و سایبان ها را از پنجره ها برداشتم تا برای اولین بار پس از سال ها آفتاب داخل خانه شود.
نتیجه رهایی بخش بود. و همچنان که مشخص شد، تحقیقات نتیجه این تغییر کوچک را ثابت کرده اند. مطالعه منتشر شده در “بولتن روانشناسی شخصیتی و اجتماعی” اذعان می کند افرادی که خانه خود را به هم ریخته یا نا تمام توصیف می کنند تجربه افزایش حالت افسردگی در طول روز را دارند. به عبارت دیگر، افرادی که خانه خود را منظم توصیف میکنند، یا میتوانید حدس بزنید که خانه آنها منظم است، افسردگی خود را کاهش یافته حس می کنند.
نتیجه گیری
از بین منازعات بی شماری که افراد با این شرایط با آن مواجه هستند، منظم کردن خانه یکی از محسوس ترین کارهاست. علم حتی پیشنهاد می دهد یک بار که آن را انجام می دهید احساس قدرت و سلامتی بیشتری می کنید.
من کاملا متوجه می شوم که تبدیل یک فاجعه درهم و برهم به خانه ای که می توانید در آن حس خوبی داشته باشید می تواند مانند یک شاهکار غیرممکن احساس شود. بخصوص زمانی که در گیر و دار افسردگی هستید. اما به خاطر بسپارید که این یک مسابقه نیست! همانطور که گفتم من خیلی آسان با قرار دادن لباس هایم روی هم شروع کردم. بنابراین با قدم کوچک آغاز کنید و تنها آنچه می توانید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code