چرا مردم عاشق می شوند

0

چرا مردم عاشق می شوند

سوالی که در روانشناسی توجه همه را به خود جلب کرده است این است که چرا مردم عاشق می شوند. پاسخ امیدوار کننده ما این است که عشق رمانتیک زمانی اتفاق می افتد که ویژگی هایی که باعث جذابیت می شوند و عوامل اجتماعی و شرایطی که باعث اشتیاق می شوند، بسیار قوی هستند.
ویژگی های جاذبه عمومی به شرح زیر است
۱٫ شباهت: این ویژگی شامل شباهت اعتقادات مردم و به مقدار بسیار کم، شباهت صفات شخصیتی و روش های تفکر است.
۲٫نزدیکی. این ویژگی شامل آشنایی با دیگران می شود، که می تواند ناشی از صرف وقت با هم، زندگی در نزدیکی یکدیگر، تفکر در مورد دیگری یا پیش بینی تعاملات با دیگران می باشد.
۳٫ ویژگی های مطلوب: این ویژگی به ویژه بر روی ظاهر فیزیکی بیرونی تمرکز دارد که مطلوب به نظر می رسند و به مقدار بسیار کم بر ویژگی های شخصیتی مطلوب مربوط می باشد.
۴٫ دوستی متقابل: هنگامی که شخصی به شما علاقه مند می شود یا شما را دوست دارد، که باعث افزایش پیوند و دوستی بین شما می شود.
دو عامل دیگر که می توانند دلیل عاشق شدن را توضیح دهند شامل انتخاب جفت می باشند
۱٫ تأثیرات اجتماعی: جمعی که هنجارهای اجتماعی عمومی را برآورده می کند، و همچنین در شبکه های اجتماعی فردی نیز قابل قبول است، می تواند موجب عاشق شدن شود. در مقابل، جمعی که هنجارهای اجتماعی عمومی را برآورده نمی کند یا توسط شبکه اجتماعی پذیرفته نمی شود، نمی تواند باعث عاشق شدن شود.
۲٫ برآورده کردن نیازها: اگر یک فرد بتواند نیازهای دوستی، عشق و نیازهای جنسی طرف مقابلش را برآورده کند، احتمال بیشتری وجود دارد که طرف مقابل عاشق او شود.
پنج عامل دیگر لازم است که عشق برخلاف دوستی دوستانه، واقعا پرشور باشد
۱٫ انگیختگی / غیرعادی بودن: حضور در یک محیط غیر معمول یا تحریک کننده می تواند شور و شوق ایجاد کند، حتی اگر محیط اطراف خطرناک یا شبح وار باشد
۲٫ نکات خاص: ویژگی خاص دیگری ممکن است باعث ایجاد جذابیت خاصی (مثلا بخشی از بدن یا ویژگی های صورت) شود.
۳٫ آمادگی: هرچه بیشتر می خواهید در رابطه باشید، عزت نفس شما پایین تر می رود و احتمال بیشتری وجود دارد که عاشق شوید.
۴٫ جداسازی: صرف زمان با فرد دیگری (به تنهایی) می تواند باعث ایجاد اشتیاق شود.
۵٫ رمز و راز: اگر رمز و رازی پیرامون شخص دیگری باشد و در مورد آنچه فکر می کند یا احساس می کند مطمئن نباشید و ندانید چه زمانی شروع به ایجاد ارتباط می کند شور و شوق ایجاد می شود.
. محققان دریافتند رایج ترین عامل عاشق شدن، یافتن ویژگی های خاص مطلوب در فرد مقابل و روابط متقابل احساسی می باشد. عوامل دیگر مثلا آمادگی، انگیختگی و غیرعادی بودن نیز دارای فرکانس متوسط بودند. در نهایت عامل شبیه بودن به یکدیگر دارای فرکانس کم تا متوسط بود.
مدل خودمراقبتی پیش بینی می کند عوامل شباهت و نزدیکی باید در مراحل ابتدایی عشق ورزیدن اثر پارادوکسی داشته باشند، اما باید تأثیر بیشتری بر طول مدت عشق داشته باشند.

چرا مردم عاشق می شوند
این پیش بینی ها با یافته های علوم اعصاب سازگار است. سطح پایین سروتونین اثر تشابه و آشنایی را خنثی کرده و مانع عاشق شدن می شود . در مراحل نهایی ارتباط عاشقانه، این فاکتورهای مشابه ممکن است با سطوح بالای اتصال و مواد شیمیایی اکسی توسین و وازوپرسین مرتبط باشد.
شریک رمانتیک شما مناسب شما است؟ یا زمان آن فرا رسیده است که او را رها کنید؟ هیچ پاسخی برای این سوال وجود ندارد، زیرا وضعیت هر فرد منحصر به فرد است، اما شاخص هایی وجود دارند که موجب می شوند کاری را انجام دهید. قبل از خواندن این مطلب، برای یک لحظه یک قدم از رابطه خود عقب برگردید و رابطه را از بیرون به عنوان یک ناظر بیرونی بررسی کنید. (این موارد از نگاه یک زن نوشته شده است که در مورد رابطه با یک مرد فکر می کند، اما این توصیه برای تمام افراد صدق می کند.)
۱٫ شما ارزش های مرکزی متفاوتی دارید.
ارزش های مرکزی غیر قابل مذاکره هستند، مانند تمایل به ازدواج، داشتن بچه ها یا مهاجرت به ایسلند. اگر ارزش های اصلی (مرکزی) شما و شریکتان به طور قابل توجهی متفاوت باشد، نشانه یک پرچم بزرگ قرمز است که به خودی خود بدون توجه به رابطه کنونی شما باعث نگرانی می شود.
اگر مایل به مذاکره در خصوص ارزش های به اصطلاح مرکزی خود هستید، این ارزش ها در واقع ارزش های اصلی و مرکزی شما نیستند. ممکن است واقعا ارزش های اصلی خود را تغییر دهید، اما این تغییرات نباید در نتیجه فشار یا پیشنهادات شریک عاشقانه شما باشد. این تغییرات باید نتیجه رشد شخصی شما باشند.
۲٫ شریک زندگی شما، رفتار شما را امری مسلم می داند.
شما فیلم هایی را که شریکتان انتخاب کرده است تماشا می کنید. شما غذایی می خورید که او تصمیم گرفته است بدون مشورت با شما بخرد. لباس هایی را تن بچه ها می کنید که می دانید او دوست دارد. در ضمن، او هرگز برای این کارها از شما قدردانی نمی کند. او به سادگی رفتار شما را امری مسلم می داند. در ذهن او این اتفاق ها باید به حقیقت بپیوندد.
۳٫ شریک شما به شما احترام نمی گذارد.
فقدان احترام در اشکال مختلف نشان داده می شود. یکی از اشکال فقدان پیش دستی در کاری است. دیگر اشکال سوء استفاده عاطفی یا کلامی و رفتار غلط و تهاجمی است. تمام این اشکال سوء رفتار می تواند بسیار ظریف باشد، به طوری که نمی توانید آن ها را به درستی تشخیص دهید. ممکن است شریک زندگی شما به خوبی آگاه باشد نمیتواند سهم خود را در وظایف زندگی انجام دهد و در عین حال هیچ کاری برای برطرف کردن مشکل انجام ندهد (منفعلانه و تهاجمی)، یا ممکن است تلاش کند بین شما فاصله بیندازد و برنامه تعطیلات آخر هفته را بدون تلاش برای تفریحات مشترک به تنهایی برنامه ریزی کند.
گاهی اوقات این سبک رفتارهای سوءاستفاده ظرافت کمتری دارند. شریک شما ممکن است از نام های نامناسب برای شما استفاده کند، مانند عوضی، و هرگز عذرخواهی کند. حتی ممکن است این کلمات را تکرار کند. یا ممکن است آن ها را در جملات دیگر پنهان کند: مانند: “در این لباس ها، شبیه شلخته ها هستی”. با این رفتار، شریک زندگی شما تلاش می کند به صورت غیر مستقیم به شما توهین کند به شکلی که نتوانید او را سرزنش کنید. در این حالت بدرفتاری او به صورت پوشیده شده است، او در واقع شما را شلخته نمی نامد.
۴٫ شریک زندگی شما به نیازهای عاطفی و جنسی شما اهمیت نمی دهد.
هرکاری که انجام میدهید برای برطرف کردن نیازهای همسرتان است. او انتظار دارد شما هرچه او می خواهد را بخواهید. او از شما توقع برطرف کردن نیازهای او را دارد، اما به ندرت برای شما کاری می کند. او از شما انتظار دارد برای راحتی او هر کاری انجام دهید، بنابراین او نیازی نمی بیند کاری برای حفظ رابطه انجام دهد. او حتی تعداد روابط جنسی دهانی را مشخص میکند ولی حاضر نیست در مقابل برای شما این کار را انجام دهد. اگر فکر کنید متوجه میشوید تعداد دفعاتی که همسرتان بر نیازهای شما تمرکز کرده است، آنها را برآورده کرده است و حتی سعی در فهمیدن آن ها کرده است به تعداد انگشتان یک دست است.
۵٫ همسر شما بیشتر گیرنده است و کمتر دهنده است.
ممکن است طول بکشد تا متوجه شوید، اما در نهایت به این مسئله واقف می شوید: شما همیشه مراقب همسر خود هستید و نیازهای او را برطرف می کنید. از جمله این که چه احساسی دارد، چه چیزی می خواهد، چه برنامه ای دارد، حالش چطور است. اما همسر شما در مقابل چنین رفتاری در مورد شما ندارد. بسیار نادرست که همسرتان این گونه سوالاتی در مورد رفاهتان از شما بپرسد. شاید نباید او را سرزنش کنید؛ اگر او رابطه خوبی با مادرش داشته باشد احتمالا شما مادر جدید یا مادر دوم او هستید. و مادران (و پدران) همیشه مراقب هستند، در حالی که کودکان (حتی به نظر می رسد بزرگسالان مستقل) دریافت کنندگان این مراقبت می باشند. اگر در این رابطه نقش پدر یا مادر را بازی می کنید یک جای کار مشکل دارد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code